من تو را نمي سرايم !..  پنجره عشق پنجره عشق .

پنجره عشق

من تو را نمي سرايم !..

گفتم بيا … گفت پاهايم يخ زده !
و من به پايش سوختم !!!
گرم شد …

 

رفت به سوي ديگري

++++++++++++++++++
من تو را نمي سرايم !..

تو ...

خودت در واژه ها مي نشيني ..!

خودت قلم را وسوسه مي كني !!

 

و شعر را بيدار مي كني !!



برچسب: ،
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۱ آذر ۱۳۹۸ساعت: ۱۲:۱۹:۱۲ توسط:baran موضوع:

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :